
سفر...همون تجربه نابی که از بچگی، رویاش به جون و دلمون مینشست.طوری چشمامون با اسم سفر برق میفتادو گوشامون برای شنیدن اسمش تیز میشدکه انگار دنیا همه خوشحالیش رو کنار گذاشته بود تا وقتِ سفر، بندازه توی بغلمون.بزرگتر که شدیم رویای سفر به تکتک مقصدهای عزیزمون رو قایم کردیم پشت یه عالم دلیل موجه و غیر موجه.و اینجوری رویاهای سفرمون رو فراموش کردیم.وقت بازگشت رسیده..بازگشت به رویاهای آشنا