
افسردگی به عنوان یک اختلال و گرفتاری و درگیری ولی به زبانی دقیق و درست یک بیماری شایع است که در همه جوامع بشری و در طول تاریخ به گونه های مختلف وجود داشته و افراد را مورد ازار و اذیت قرار داده است.این بیماری با علائم و نشانه های فلسفی و جهان بینی با نظام باورها و اعتقادات انسانی با زمینه های شناخت و ادراک و آگاهی فرد با موضوعات احساسی و عاطفی و هیجانی و حتی زمینه های رفتاری و گرفتاری و بدنی در ارتباط است. همچنین یک بیماری عمومی و پراکنده در زمینه ها و جنبه های مختلف وجود انسانی و زندگی و روابط اوست. بنابراین با مفهوم غم و اندوه و ناراحتی شدید بسیار متفاوت است.بسیاری از مردم وقتی بسیار اندوهگین هستند، خود را افسرده میدانند در حالیکه موضوع افسردگی تنها باعلامت غم و اندوه خود را نشان نمیدهد و شدت غم و اندوه گرچه علامت مهمی برای این بیماری است، ولی اگر محیط اطراف و شرایط و روابط فرد را فقط در ارتباط با غم و اندوه به هم میریزد، و این غم و اندوه تأثیر مستقیم و بلاواسطه ای با محیط و زندگانی فرد دارد، همچنان به عنوان یک حال احساسی باید شناخته شود و نباید آنرا افسردگی تلقی کرد…در این دوره میآ